اتوپیا

شش دوست قدیمی برای خروج از مرز به صورت قاچاق به قاچاقچی پولی دادند ومنتظر هستند که از تاریکی شب استفاده کرده و از مرز خارج شوند هر شش نفر ترسیده و داستانی برای پنهان کردن دارند در ساعت مقرر قاچاقچی به قول خودش عمل نکرده و انها دست به کار غیر منتظی میزنند که نتیجه ان فرار میشود اما فرار از چه کسی و به کجا این سوالی است که تمام شب با انهاست و باعث میشود که صبح بی هدف به سمتی بروند و دست به کار اشتباهی بزنند که باعث شود ادمهای قاچاقچی برای پولشون به دنبال انها بروند فرار وحشت و تنهایی سهمی است که ازاین سفر برای این شش نفر میماند و درنهایت انتهای سفر که نامعلوم است.