نبرد گلها

"گلرو"( دیلما سونمژ) دختر جوان و زیبای خانواده ای فقیر است. پدرش باغبان عمارتی مجلل است وآنها در محل کوچکی که صاحبخانه در گوشه ای از باغ به آنها داده زندگی می کنند. خواهر بزرگتر او نیز به عنوان آشپز در همان عمارت مشغول به کار است. گلرو به همراه پدر و دو خواهرش د رخانه کوچکی که برای خدمتکاران مهیا شده است زندگی می کنند. او گهگاهی به خواهرش در انجام کارهای منزل اشرافی کمک می کند. اوخانه را تمیز کرده و دستورات افراد خانه را اجرا می نماید.گلرو آرزو دارد روزی مانند دختر ثروتمند صاحبخانه باشد."گلفام"(جانان ارگودر) مدت زیادی خارج از کشورزندگی کرده است. گلرو او را بسیار تحسین می کند و می خواهد روزی همانند گلفام طراح موفقی شود و به همین منظوربه کمک بورس تحصیلی وارد دانشگاه شده و تصمیم دارد پس از فارغ التحصیلی با گلفام همکاری کند.پس از مرگ پدر گلفام، او به استانبول برمی گردد تا در مراسم تدفین شرکت کند. گلفام درمی یابد آخرین آرزوی پدرش قبل از مرگ دور هم جمع کردن تمام فرزندان در استانبول بوده است و به همین منظور علیرغم میل باطنی اش، تصمیم می گیرد تا با برادر جوانش "جهان"( سرجان بادوش) زندگی کند. گلرو از این موضوع بسیار خوشحال شده زیرا فکر می کند بدین ترتیب می تواند هر روز از نزدیک شاهد کارهای او باشد و او را سر مشق خود قرار دهد اما اتفاقاتی ناخواسته پیش می آید.بدون توضیحی منطقی، گلفام، پدر و خواهر گلرو را اخراج کرده و به آنها پنج روز فرصت می دهد تا خانه جدیدی برای خود پیدا نمایند. به خاطراین خبر ناگهانی ومضطرب کننده، گلرو و خانواده اش دستخوش ناملایمات بسیاری می شوند.از آن بدترزمانی است که گلفام ، گلرو را به دزدیدن گردنبندش متهم می کند. در نتیجه گلرو می خواهد از کسی که همواره برایش الگو بوده، انتقام بگیرد و قسم می خورد تا هر آنچه گلفام دارد بدست آورد."امید"( باریس قلیچ) که اولین و تنها عشق گلفام است کاملا اتفاقی با گلرو برخوردکرده و وارد ماجرا می شود.در این داستان، شما با یک مثلث عشقی مواجه خواهید بود که بین خانواده های فقیر و ثروتمند است. شما دختر فقیری را مشاهده می نمایید که بین ثروتمندان گیر افتاده است. آیا گلرو سرانجام به آروزیش خواهد رسید؟ آیا او به ثروت و قدرت واحترام و تحسینی که همواره درآرزویش بود می رسد؟ و یا معصومیتش را در راه انتقام از دست خواهد داد؟