ماندگار

هارون پسرفیاض، از تجار ثروتمندی است که به همراه پدرش کسب و کار خانوادگی را مدیریت می کند. او نسبت به "ملدا"، دختری که در شرکت آنها مشغول کاراست، محبت خاصی دارد. ملدا دختری زیبا وکمال گراست و مورد توجه فیاض نیز می باشد. هارون به طور اتفاقی با "ادا" دختر دیگری آشنا می شود و پس از گذشت چند هفته رومانتیک ، او را رها می کند، زیرا پدرش فیاض از اومی خواهد با ملدا ازدواج کند. بنابراین اوتصمیم می گیرد به خواسته پدرش عمل کرده و با ملدا ازدواج کند.وقتی برای خواستگاری نزد خانواده ملدا می روند واقعه ناخوشایندی در انتظار هارون است. ملدا و ادا خواهر هستند. ادا با سکوت خود بسیار طبیعی برخورد کرده و گویا اصلا اتفاقی بین آنها نیفتاده است اما در واقع احساس درونی خود را از دیدگان همه مخفی می دارد تا شادی خواهرش مخدوش نگردد. با گذشت زمان ارتباط این زوج بیشتر واحساس آنها نسبت به یکدیگر عمیق تر شده و سبب میشود تا  ادا از یک طرف غم عشق پنهان خود به هارون و از طرف دیگرعشق خواهرش به هارون را بر دوش بکشد. داستان وقتی پیچیده تر می گردد که "ادا" متوجه حاملگی خواهرش از هارون می شود.شما در این قصه با یک مثلث عشقی روبرو هستید. دوخواهر که تبدیل به دو دشمن می شوند.آیا گذشته فراموش خواهد شد؟ آیا ملدا به ارتباط ادا و هارون پی خواهد برد؟ آیا هارون در نهایت به سمت ادا خواهد رفت یا با ملدا خواهد ماند؟