برگریزان

در یک خانواده پدرسالار، علی رضا تمام تلاش خود را وقف فراهم کردن یک زندگی خوب و با ارزش برای پنج فرزند خود نموده است. فکرت، شوکت، لیلا،نجلا و جوان ترین دخترش عایشه. بنابراین او سعی می کند به فرزندان خود ارزش های انسانی چون صداقت، درستکاری، عدالت و اعتماد را بیاموزد اما از یاد می برد که آنها را برای زندگی بیرحم استانبول آماده سازد.زمانی که به عنوان یک مامور دولت از او خواسته می شود تا حقی را پایمال کند، از شغل خود استعفا می دهد و تصمیم می گیرد تا به استانبول، جایی که دخترش نجلا دانشجو است نقل مکان کند.اگر چه همسرش خیریه در مورد این جابه جایی کمی عصبی است اما لیلا، نجلا و عایشه از این تصمیم بسیار هیجان زده و خوشحالند.به محض رسیدن به استانبول، علیرضا در می یابد شهری که در آن متولد شده و بزرگ شده بود تغییرات زیادی کرده و با گذشته بسیار متفاوت است. پس ازگذشت زمان کوتاهی با ورود فرخنده و اوز، سایه تیرگی و سیاهی بر خانواده او چیره می شود.در این داستان که نویسنده ترک، رسات نوری گونتکین آن را به رشته تحریر درآورده است، شما با موضوعی خانوادگی روبرو هستید. آیا علیرضا می تواند جلوی از هم گسیختگی خانواده خود را بگیرد؟ آیا هر یک از اعضای خانواده با ورود به استانبول در مقابل سرنوشتی غیر قابل تصورقرار خواهند گرفت؟ آیا دوری ها و جدایی های افراد خانواده که مثل ریزش برگ درختان اتفاق می افتد اجتناب ناپذیر است؟