کوزی گونی

"کوزی" و "گونی" دوبرادر با دو شخصیت کاملا متفاوت از یکدیگرند."کوزی" سرکش و بی باک و عجول است و اغلب به دردسر می افتد زیرا نمی تواند خشم خود را کنترل کند.از طرف دیگربرادرش"گونی" فردی آرام، مسئولیت پذیر، سخت کوش و صبور است.تفاوت شخصیتی این دوبردار، از زمین تا آسمان است. در زبان ترکی به اینگونه اختلاف، تفاوت بین شمال و جنوب می گویند. هرچند از نظر شخصیتی آنها کاملا متفاوتند اما بسیار به هم وابسته و نزدیک اند. وقتی "جمره" همسایه آنها می شود، برگ جدیدی از زندگی این دو برادر نیز ورق می خورد.کوزی، گونی و جمره دوستان صمیمی و نزدیکی شده و بیشتر وقت خود را با هم سپری می کنند. دست تقدیر، کوزی و گونی را بر سر تقاطع عشق عمیق هریک از آنها به جمره قرارمی دهد. یک روز قبل از آزمون ورودی دانشگاه، کوزی تصمیم می گیرد احساس واقعی خود را نسبت به جمره ابراز کند اما وقتی در می یابد گونی و جمره باهم بیرون رفته اند، ناراحت می شود. همان شب کوزی برای فراموش کردن ناراحتی خود در مورد احساسی که برادرش نسبت به جمره دارد، میگساری می کند. گونی با سرزنش کردن او به خاطر مشکلاتی که بوجود آورده سعی دارد تا او را به خانه بازگرداند که در راه با شخصی تصادف کرده و او را می کشد. این تصادف همه چیز را زیرورو می کند.کوزی جرم برادرش را به گردن گرفته و سر از زندان در می آورد درحالیکه گونی از اینکه برادرش به جرم او اعتراف کرده پشیمان است. پس از چهار سال کوزی از زندان آزاد شده وبه خوبی می داند هرگز قادر نخواهد بود به آنچه قبلا داشته دست یابد. تنها آرزوی او خدمت در ارتش بود که بدین ترتیب غیرممکن شده است. کوزی تازه بعد از چهار سال می فهمد که فقط اوست که همه چیز خود را ازدست داده است و بنابراین برادر بزرگ خود گونی را به خاطر از دست دادن همه فرصتهای زندگی اش مقصر می داند. او از بردارش به خاطر اینکه همیشه فکر می کرد مادرشان گونی را بیشتر از او دوست می داشته و همچنین به دلیل تصاحب کردن زنی که کوزی عاشق او بوده و نابودی آینده اش سرزنش می کند و می خواهد از کسی که سبب رنجش او شده، انتقام بگیرد.