زمین ناهموار

زمین ناهموار قصه آدم های مختلفی ست که هر کدام  در کنکاش  زندگی خود هستند از دور زمان، تا اکنون . بی آنکه بدانند همه قصه ها روزی به هم خواهند رسید. پرویز بعد از ۲۵ سال از زندان آزاد می شود در حالیکه هیچ کس باورش ندارد . خسرو در پی عشقی ۳۰  سال روان است بی آنکه دل زره ای خلل یافته باشد و طراوت عشقش رو به افول باشد ، شیرین دل نگران فرزند بی هیچ آسایشی از دیرتر ها و گرفتار بین باور  حقیقت و  واقعیت و گویی داستان خسرو، پرویز و شیرن از جایی در دل تاریخ  نمایان شده است و  اما  جوان ها زمین ناهموار در پی زندگی . پر از شور و اشتیاق بودن و بدست آوردن ، بی آنکه بدانند عشق ها و دوستی های اکنون  . محصول آتش زیر خاکستر دشمنی و نفرت و حسرت و نا رفاقتی است در گذشته … و حال این دو نسل  سهم خواه از زندگی  اند بی آنکه بدانند . همه قصه ها روزی به هم می رسند