ملودی باران

عشق پاک بین یک پسر نوازنده گیتار و یک دختر نوازنده پیانوتمام عشق این دو جوان در نتهای موسیقی نهفته شده و اینکه بتوانند تنهایی یکدیگر را با نوای ساز پرکنند . دختر از بیماری لاعلاجی رنج میبرد اما هیچوقت به پسر نمیگوید تا اینکه پدر دختر این موضوع را برای پسر گفته و ازش میخواهد که دختر را تنها نگذارد و اخرین لحظات عمر دختر در شنیدن نوای گیتار پسر پر میشود و در صبحی بارانی درحالی که به شنیدن ساز پسر مشغول هست برای همیشه چشمانش را به دنیا مبندد