مگنولیا

مگنولیا یک عکاس مد است که ماه‌های آخر بارداری را پشت سر می‌گذارد و برادرش را به علت ابتلا به سرطان از دست داده است...او در یکی از پروژه‌های عکاسی با مدلی روبرو می شود که سرطان دارد و به همین دلیل دچار افسردگی شدید شده است. بیماری این مدل خاطرات بد بیماری برادر را برای ماگنولیا زنده می‌کند و او تلاش می‌کند با انگیزه دادن پسر جوان، او را به مبارزه با بیماری ترقیب کند.همسر ماگنولیا متوجه رابطه شکل گرفته بین مگنولیا و مدل جوان می‌شود و با خشم تصمیم به قتل او می‌گیرد. ولی بازرس پلیس متوجه ماجرا شده، از سوی تفاهم پیش آمده پرده بر می‌دارد و از این کار جلو گیری می‌کند. در همین دقایق مدل جوان به دلیل پیشرف بیماری به کما می‌رود و او را به بیمارستان منتقل می‌کنند. در همان بیمارستان و در اتاقی دیگر مگنولیا نیز در حال به دنیا آوردن فرزند خود است....هم‌زمانی تولد فرزند مگنولیا و خروج مدل جوان از کما، لحظه ای بسیار با احساس را در پایان فیلم به وجود می‌آورد....